امیرحسین نادری

در غرب لیبی، شهری به نام «زاویه» در چند روز گذشته به یکی از مهم‌ترین نقاط بحران این کشور تبدیل شده است. چند حمله پهپادی پالایشگاه نفت، نیروگاه برق و تأسیسات آب‌شیرین‌کن این شهر را هدف قرار دادند؛ حملاتی که هم‌زمان با بحران شدید برق و سوخت و افزایش اعتراضات علیه دولت طرابلس رخ داده‌ است. ماجرا در نگاه اول ممکن است یکی دیگر از درگیری‌های مسلحانه در لیبی به نظر برسد، اما محل و اهداف حملات اهمیت بیشتری دارند. زاویه، فقط یک شهر ساحلی در غرب لیبی نیست؛ پالایشگاه، نیروگاه و شبکه توزیع سوخت آن مستقیماً با زندگی روزمره میلیون‌ها لیبیایی و همچنین منافع گروه‌های مسلحی که از تجارت سوخت سود می‌برند، ارتباط دارد. برای فهم اتفاقات اخیر، ابتدا باید بدانیم لیبی امروز چگونه اداره می‌شود.
تقسیم کشور میان دو اردوگاه
پس از سرنگونی معمر قذافی در سال ۲۰۱۱، لیبی نتوانست یک دولت مرکزی قدرتمند ایجاد کند و از سال ۲۰۱۴ کشور عملا میان دو اردوگاه اصلی تقسیم شده است. در غرب در طرابلس، دولت وحدت ملی به ریاست «عبدالحمید الدبیبه» قرار دارد که از سوی سازمان ملل به رسمیت شناخته می‌شود. این دولت کنترل بخش بزرگی از غرب کشور را در اختیار دارد، اما برای حفظ قدرت خود به مجموعه‌ای از گروه‌های مسلح محلی نیز متکی است. در شرق اما «خلیفه حفتر» و نیروهای موسوم به ارتش ملی لیبی قدرت اصلی را در اختیار دارند. حفتر، بخش بزرگی از شرق و جنوب کشور را کنترل می‌کند؛ مناطقی که بخش مهمی از میدان‌های نفتی و پایانه‌های صادراتی لیبی در آنها قرار گرفته‌اند. اما این دو اردوگاه، تنها بازیگران ماجرا نیستند. در غرب لیبی، شهرهایی مانند زاویه نیز تحت نفوذ فرماندهان و گروه‌های مسلح محلی قرار دارند که گاهی با دولت طرابلس همکاری دارند و گاهی منافع مستقلی را دنبال می‌کنند. بنابراین در لیبی دولت لزوماً به معنای کنترل کامل سرزمین نیست و همین مساله، نفت را به مهم‌ترین موضوع سیاست این کشور تبدیل کرده است.
پول نفتی که همه به آن نیاز دارند
لیبی بزرگ‌ترین ذخایر اثبات‌شده نفت در آفریقا را در اختیار دارد. تولید نفت این کشور اکنون حدود یک میلیون و ۴۰۰ هزار بشکه در روز است و شرکت ملی نفت لیبی می‌خواهد این رقم را تا سال ۲۰۳۰ به دو میلیون بشکه در روز برساند. اما مشکل اینجاست که بخش بزرگی از میدان‌های نفتی و پایانه‌های صادراتی در مناطقی قرار دارند که تحت نفوذ نیروهای حفتر است، در حالی که شرکت ملی نفت و ساختار رسمی فروش نفت باید در سطح ملی عمل کند. به همین دلیل، نفت در لیبی فقط یک کالای اقتصادی نیست؛ ابزار قدرت سیاسی است. هر طرفی که بتواند بر میدان نفتی، مسیر انتقال، پالایشگاه یا پایانه صادراتی اثر بگذارد، می‌تواند بر درآمد دولت، قیمت سوخت و حتی توان دولت رقیب برای اداره کشور تأثیر بگذارد. تجارت سوخت نیز داستانی جداگانه دارد. شرکت ملی نفت، بخش بزرگی از سوخت مورد نیاز کشور را با قیمت جهانی وارد می‌کند و سپس آن را با یارانه سنگین در داخل می‌فروشد. فاصله بسیار زیاد میان قیمت رسمی و قیمت بازار آزاد، زمینه بزرگی برای قاچاق ایجاد کرده است. طبق گزارش‌های سازمان ملل، شبکه‌های مسلح و افراد نزدیک به ساختارهای سیاسی در شرق و غرب لیبی از این تجارت سود می‌برند  و اینجاست که زاویه اهمیت پیدا می‌کند.
چرا پالایشگاه زاویه؟
پالایشگاه زاویه با ظرفیت پالایش روزانه ۱۲۰ هزار بشکه، بزرگ‌ترین پالایشگاه فعال لیبی است و بخش مهمی از سوخت مورد نیاز بازار داخلی را تأمین می‌کند. در حملات اخیر ابتدا تأسیسات آب‌شیرین‌کن پالایشگاه و مخزن نفتای آن هدف قرار گرفتند. سپس یک مخزن بنزین حاوی حدود چهار و نیم میلیون لیتر سوخت مستقیماً هدف حمله پهپادی قرار گرفت و آتش گرفت. بعد از آن، حملات به تأسیسات دیگری در مجموعه ادامه پیدا کرد. شرکت ملی نفت لیبی هشدار داد اگر حملات ادامه پیدا کند، ممکن است مجبور شود فعالیت پالایشگاه را متوقف کند و وضعیت اضطراری اعلام شود. این تهدید بسیار جدی است؛ چون آسیب به پالایشگاه زاویه فقط به معنای آسیب به یک ساختمان نیست. اختلال در آن می‌تواند عرضه سوخت در غرب لیبی را مختل کند و در کشوری که همین حالا با کمبود سوخت، قاچاق و بحران برق روبروست، فشار اقتصادی و اجتماعی را افزایش دهد.
پالایشگاه زاویه تحت کنترل کیست؟
طبق گزارش لیبیا هرالد، پالایشگاه در اختیار «محمد القصاب» فرمانده نیروهای حفاظت تأسیسات نفتی قرار دارد؛ نیرویی که به‌صورت رسمی زیرمجموعه وزارت دفاع دولت طرابلس محسوب می‌شود. در همین منطقه، «محمد بهّرون» معروف به «الفار»، و «عثمان اللهاب» فرمانده گردان ۱۰۳ نیز از بازیگران مسلح مهم هستند.
 گزارش‌های محلی می‌گویند درگیری میان این گروه‌ها بر سر نفوذ و کنترل منطقه زاویه و پالایشگاه آن شدت گرفته است. برخی گزارش‌های تأییدنشده نیز محل پرتاب پهپادها را مناطقی مرتبط با نیروهای بهّرون معرفی کرده‌اند؛ هرچند هنوز هیچ طرفی رسماً مسئولیت حملات را نپذیرفته است. پس فعلا نمی‌توان با قطعیت گفت چه کسی دستور حمله را داده است، اما می‌توان پرسید چه کسی از تضعیف رقیب در زاویه سود می‌برد؟ از طرفی همزمان با حملات به پالایشگاه، نیروگاه برق زاویه نیز هدف پهپاد قرار گرفت. این نیروگاه ظرفیت تولید ۱۳۰۰ مگاوات برق دارد، اما به دلیل مشکلات فنی و امنیتی، بیش از ۷۰۰ مگاوات از ظرفیت آن پیشتر از مدار خارج شده بود.
 در ماه ژوئیه، خاموشی‌ها در طرابلس و مناطق دیگر گاهی به ۱۰ ساعت در روز رسیده بود و اعتراضات گسترده‌ای علیه دولت الدبیبه شکل گرفت و معترضان جاده‌ها و ساختمان‌های دولتی را مسدود کردند. بنابراین برق فقط یک مساله خدماتی نیست و به موضوع بقای سیاسی دولت تبدیل شده است. دولت الدبیبه اکنون باید همزمان پاسخگوی اعتراضات، بحران سوخت، خاموشی‌ها و حملات مسلحانه باشد و دقیقاً در همین شرایط، تأسیسات نفتی و برقی یکی پس از دیگری هدف قرار می‌گیرند.
چشم طمع آمریکا به نفت لیبی
حملات زاویه، درست در هفته‌هایی رخ داد که آمریکا تلاش می‌کند دو اردوگاه شرق و غرب لیبی را به یک توافق سیاسی نزدیک کند. طرح آمریکایی به میانجیگری «مسعد بولوس» مشاور ارشد دولت ترامپ در امور آفریقا و خاورمیانه، بر یک معامله ساده استوار است: ثبات سیاسی در برابر سرمایه‌گذاری بزرگ در صنعت نفت. لیبی برای توسعه منابع نفت و گاز خود به حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیارد دلار سرمایه نیاز دارد. بنابراین اگر لیبی متحد و باثبات شود، نفت آن می‌تواند بسیار بیشتر از امروز تولید شود. اما این دقیقاً همان نقطه‌ای است که منافع گروه‌های مختلف به هم برخورد می‌کند. یک دولت مرکزی قدرتمند شرکت ملی نفت را تقویت و قاچاق را دشوارتر می‌کند و قدرت گروه‌های مسلح محلی را کاهش می‌دهد. در مقابل، گروهی که از کنترل یک پالایشگاه، مسیر سوخت یا شبکه قاچاق درآمد دارد، لزوماً از چنین ثباتی سود نمی‌برد. به همین دلیل، حمله به زاویه را نباید صرفاً یک حمله نظامی دانست، ممکن است این حملات بخشی از نبرد بزرگ‌تری برای کنترل جریان پول و انرژی در غرب لیبی باشد.
در نهایت، چه کسی سود می‌برد؟
در حال حاضر شواهد کافی برای متهم‌کردن یک بازیگر مشخص وجود ندارد. اما می‌توان از روی منافع، تصویر روشن‌تری ساخت. دولت طرابلس ضرر می‌کند، چون هر حمله به برق و سوخت، نارضایتی عمومی را بیشتر و مشروعیت الدبیبه را تضعیف می‌کند. شرکت ملی نفت ضرر می‌کند، چون ناامنی، سرمایه‌گذاری خارجی را دشوارتر و برنامه افزایش تولید را تهدید می‌کند. مردم زاویه و غرب لیبی ضرر می‌کنند، چون نتیجه مستقیم حملات می‌تواند سوخت گران‌تر، برق کمتر و خدمات عمومی ضعیف‌تر باشد. اما برای گروه‌های مسلحی که بر مسیرهای سوخت و تجارت غیررسمی کنترل دارند، بی‌ثباتی لزوماً خبر بدی نیست. هرچه بازار رسمی ضعیف‌تر شود، ارزش شبکه‌های غیررسمی و قاچاق بیشتر می‌شود. از طرف دیگر، اگر یک گروه محلی بتواند رقیب خود را از منطقه زاویه عقب براند، کنترل یک زیرساخت حیاتی را به دست خواهد آورد. آنچه در این شهر رخ می دهد فقط مخزن بنزین یا یک پست برق نیست؛ رقابت بر سر این است که در لیبیِ آینده، چه کسی نفت را کنترل و سوخت را توزیع می‌کند و چه کسی پول آن را در اختیار خواهد داشت؟ شاید مهم‌ترین سؤال این باشد که آیا حملات زاویه یک درگیری محلی میان چند گروه مسلح است، یا نشانه‌ای از مقاومت بزرگ‌تر در برابر تلاش آمریکا برای ساختن یک نظم سیاسی جدید در لیبی.
 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی